X
تبلیغات
رایتل


красивая анимационная картинка


مثل یک کودک بی حوصله آدم برفی


دارد از این همه آدم گله آدم برفی



مدّتی هست که او عاشق یک خورشید است


عاشق داغ ترین مسئله آدم برفی



آب می گردد از این رابطۀ نورانی


شاعر برف و زمستان بله آدم برفی



کاش بال و پری از جنس پریدن می داشت


می گرفت از همه مان فاصله آدم برفی



می گذشت از ته یک درّۀ بی نیلوفر


با دو تا پای پر از آبله آدم برفی



دوست دارد که دلش آب شود، چشمه شود


سر راه عطش قافله آدم برفی



دوست دارد بنشیند به تماشای غروب


لب این چشمه کمی چلچله آدم برفی



عکس خورشید سراپا همه اش قاب شود


در دل کودک بی حوصله آدم برفی



"موسی عصمتی"



анимашка снеговики



تاریخ : شنبه 30 بهمن 1395 | 18:19 | نویسنده: سبزاکلیلی | نظرات (0)



تاریخ : پنج‌شنبه 14 بهمن 1395 | 15:41 | نویسنده: سبزاکلیلی | نظرات (0)



تاریخ : جمعه 17 دی 1395 | 22:41 | نویسنده: سبزاکلیلی | نظرات (1)




واژۀ یلدا به معنی ولادت است، ولادت خورشید.


 بنابر اعتقاد گذشتگان، در پایان این شب، تاریکی شکست می خورد،


 روشنایی پیروز می شود وخورشید متولّد می گردد و روزها بلندتر می شوند.


 یلدا با مراسمی به نام "شب چلّه" در آخرین شب پاییز و نخستین شب زمستان و

 

 بلندترین شب سال برگزار می شود.


 چلّه که از عدد چهل گرفته شده است، به دوبخش چلّۀ بزرگ و چلّۀ کوچک


 تقسیم می شود.


 چلّۀ بزرگ از روز اول دی شروع می شود و در دهم بهمن به پایان می رسد.


 بعد از آن چلّۀ کوچک از یازدهم بهمن شروع می شود وتا بیستم اسفند ادامه دارد.


 در چلّۀ کوچک روزها طولانی تر و گرم تر از چلّۀ بزرگ است.

 

 

 ***************یلدای خوبی داشته باشید***************





تاریخ : دوشنبه 29 آذر 1395 | 21:28 | نویسنده: سبزاکلیلی | نظرات (0)

AKSGIF.IR- rasool akram mohammad gifتصاویر متحرک حضرت محمد (ص)




AKSGIF.IR-emam sadegh gif-تصاویر متحرک امام صادق ع





تاریخ : جمعه 26 آذر 1395 | 15:17 | نویسنده: سبزاکلیلی | نظرات (0)

Розовые цветы



AKSGIF.IR EMAM MAHDI-تصاویر متحرک آغاز امامت امام زمان (عج)






تاریخ : پنج‌شنبه 18 آذر 1395 | 20:15 | نویسنده: سبزاکلیلی | نظرات (0)


حلول ماه ربیع مبارک





تاریخ : پنج‌شنبه 11 آذر 1395 | 17:06 | نویسنده: سبزاکلیلی | نظرات (0)




باز این چه شورش است که در خلق عالم است


باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است


باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین


بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است


این صبح تیره باز دمید از کجا کزو


کار جهان و خلق جهان جمله درهم است


گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب


کاشوب در تمامی ذرات عالم است


گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست


این رستخیز عام که نامش محرم است


در بارگاه قدس که جای ملال نیست


سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است


جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند


گویا عزای اشرف اولاد آدم است


خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین


پرورده ی کنار رسول خدا، حسین


کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا


در خاک و خون طپیده میدان کربلا


گر چشم روزگار به رو زار می گریست


خون می گذشت از سر ایوان کربلا


نگرفت دست دهر گلابیبه غیر اشک


زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا


از آب هم مضایقه کردند کوفیان


خوش داشتند حرمت مهمان کربلا


بودند دیو و دد همه سیراب ومی مکند


خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا


زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد


فریاد العطش ز بیابان کربلا


آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم


کردند رو به خیمه ی سلطان کربلا


آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد


کز خوف خصم در حرم افغان بلندشد


کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی


وین خرگه بلند ستون  بیستون شدی


کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه


سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی


کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت


یک شعله ی برق خرمن گردون دون شدی


کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان


سیماب وار گوی زمین بی سکون شدی


کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک


جان جهانیان همه از تن برون شدی


کاش آن زمانکه کشتی آل نبی شکست


عالم تمام غرقه دریای خون شدی


آن انتقام گر نفتادی به روزحشر


با این عمل معامله ی دهر چون شدی


آل نبی چو دست تظلم  برآورند


ارکان عرش را به تلاطم درآورند


بر خوان غم چو عالمیان را صلا زدند


اول صلا به سلسله ی انبیا زدند


نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید


زان ضربتی که بر سر شیرخدا زدند


آن در که جبرئیل امین بود خادمش


اهل ستم به پهلوی خیرالنسا زدند


بس آتشی ز اخگر الماس ریزه ها


افروختند و در حسن مجتبی زدند


وآنگه سرادقی که ملک مجرمش نبود


کندند از مدینه و در کربلا زدند


وز تیشه ی ستیزه درآن دشت کوفیان


بس نخل ها ز گلشن آل عبا زدند


پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید


بر حلق تشنه ی خلف مرتضی زدند


اهل حرم دریده گریبان، گشوده مو


فریاد بر در ِ  حرم کبریا زدند


روح الامین نهاده به زانو سر حجاب


تاریک شد ز دیدن آن چشم آفتاب


چون خون ز حلق تشنه ی او بر زمین رسید


جوش از زمین به ذروه عرش برین رسید


نزدیک شد که خانه ی ایمان شود خراب


از بس شکست ها که به ارکان دین رسید


نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند


طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید


باد آن غبار چون به مزار نبی رساند


گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید


یکباره جامه در خم گردون به نیل زد


چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید


پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش


از انبیا به حضرت روح الامین رسید


کرد این خیال وهم غلط کار کان غبار


تا دامن جلال جهان آفرین رسید


هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال


او در دلست و هیچ دلی نیست بی ملال


ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند


یک باره بر جریده ی رحمت قلم زنند


ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر


دارند شرم  کز گنه خلق دم زنند


دست عتاب حق به در آید ز آستین


چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند


آه از دمی که باکفن خون چکان ز خاک


آل علی چو شعله ی آتش علم زنند


فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت


گلگون کفن به عرصه ی محشر قدم زنند


جمعی که زد به هم صفشان شور کربلا


در حشر صف زنان صف محشر به هم زنند


از صاحب حرم چه توقع کنند باز


آن ناکسان که تیغ به صید حرم زنند


پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل


شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل


روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار


خورشید سربرهنه برآمد ز کوهسار


موجی به جنبش آمد و برخاست کوه


ابری به بارش آمد وبگریست زار زار


گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن


گفتی فتاد از حرکت چرخ بی‌قرار


عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر


افتاد در گمان که قیامت شدآشکار


آن خیمه‌ای که گیسوی حورش طناب بود


شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار


جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل


گشتند بی‌عماری محمل شتر سوار


با آنکه سر زد آن عمل از امت نبی


روح‌الامین ز روح نبی گشت شرمسار


وانگه ز کوفه خیل الم رو به شام کرد


نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد


بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد


شور و نشور واهمه را در گمان فتاد


هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند


هم گریه بر ملائک هفت آسمان فتاد


هرجا که بود آهویی از دشت پا کشید


هرجا که بود طایری از آشیان فتاد


شد وحشتی که شور قیامت به باد رفت


چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد


هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد


بر زخم های کاری تیغ و سنان فتاد

 

ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان


بر پیکر شریف امام زمان فتاد


بی اختیار نعره ی هذا حسین زود


سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد


پس با زبان پر گله آن بضعةالرسول


رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول


این کشته ی فتاده به هامون حسین توست


وین صید دست و پا زده در خون حسین توست


این نخل تر کز آتش جانسوز تشنگی


دود از زمین رسانده به گردون حسین توست


این ماهی فتاده به دریای خون که هست


زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست

 

این غرقه محیط شهادت که روی دشت


از موج خون او شده گلگون حسین توست


این خشک لب فتاده دور از لب فرات


کز خون او زمین شده جیحون حسین توست


این شاه کم سپاه که باخیل اشگ و آه


خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست


این قالب طپان که چنین مانده بر زمین


شاه شهید ناشده مدفون حسین توست


چون روی در بقیع به زهرا خطاب کرد


وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد


کای مونس شکسته دلان حال ماببین


ما را غریب و بی کس و بی آشنا ببین


اولاد خویش را که شفیعان محشرند


در ورطه ی عقوبت اهل جفا ببین


در خلد بر حجاب دو کون آستین فشان


واندر جهان مصیبت ما بر ملا ببین


نی ورا چو ابر خروشان به کربلا


طغیان سیل فتنه و موج بلاببین


تن های کشتگان همه در خاک و خون نگر


سرهای سروران همه بر نیزه هاببین

 

آن سر که بود بر سر دوش نبی مدام


یک نیزه اش ز دوش مخالف جدا ببین


آن تن که بود پرورشش در کنار تو


غلطان به خاک معرکه ی کربلا ببین


یا بضعةالرسول ز ابن زیاد داد


کو خاک اهل بیت رسالت به باد داد


خاموش محتشم که دلسنگ آب شد


بنیاد صبر و خانه ی طاقت خراب شد


خاموش محتشم که ازین حرف سوزناک


مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد


خاموش محتشم که ازین شعر خون چکان


در دیده ی اشگ مستمعان خوناب شد


خاموش محتشم که ازین نظم گریه خیز


روی زمین به اشک جگرگون کباب شد


خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست


دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد


خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب


از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد


خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین


جبریل را ز روی پیامبر حجاب شد


تا چرخ سفله بود خطایی چنین نکرد


بر هیچ آفریده جفایی چنین نکرد


ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده ای


وز کین چه ها درین ستم آباد کرده ای


بر طعنت این بس است که با عترت رسول


بیداد کرده خصم و تو امداد کرده ای


ای زاده زیاد نکرده است هیچگه


نمرود این عمل که تو شداد کرده ای


کام یزید داده ای از کشتن حسین


بنگر که را به قتل که دلشاد کرده ای


بهر خسی که بار درخت شقاوتست


درباغ دین چه با گل و شمشاد کرده ای


با دشمنان دین نتوان کرد آن چه تو


با مصطفی و حیدر و اولاد کرده ای


حلقی که سوده لعل لب خود نبی بر آن


آزرده اش به خنجر بیداد کرده ای


ترسم تو را دمی که به محشر برآورند


از آتش تو دود به محشردرآورند


 "محتشم کاشانی"





تاریخ : شنبه 24 مهر 1395 | 21:23 | نویسنده: سبزاکلیلی | نظرات (2)



تاریخ : یکشنبه 11 مهر 1395 | 15:42 | نویسنده: سبزاکلیلی | نظرات (1)






تاریخ : سه‌شنبه 30 شهریور 1395 | 13:01 | نویسنده: سبزاکلیلی | نظرات (0)




روز نهم ذیحجه روز عرفه و از اعیاد عظیمه است،

هرچند به اسم عید نامیده نشده و روزی است که حق تعالی بندگان خویش را به عبادت و طاعت خود خوانده و مؤید جود و احسان خود را برای ایشان گسترانیده و شیطان در این روز خوار و حقیرتر و رانده‌تر و در خشمناکترین اوقات خواهد بود.

 

روایت شده که حضرت امام زین‌العابدین ـ علیه‌السلام ـ شنید در روز عرفه صدای سائلی را که از مردم سؤال می‌نمود. فرمود: وای بر تو. آیا از غیر خدا سؤال می‌کنی در این روز و حال آن‌که امید می‌رود در این روز برای بچّه‌های در شکم آن‌که فضل خدا شامل آنها شود و سعید شوند و برای این روز اعمال چنین است:

 

اول: غسل

 

دوّم: زیارت امام حسین ـ علیه‌السلام ـ که مقابل هزار حجّ و هزار عمره و هزار جهاد بلکه بالاتر است و احادیث در کثرت فضیلت زیارت آن حضرت در این روز متواتر است و اگر کسی توفیق یابد که در این روز در تحت قُبّه مقدّسه آن حضرت باشد، ثوابش کمتر از کسی که در عرفات باشد نیست، بلکه زیاده و مقدّم است.

 

سوم: پس از نماز عصر، پیش از آن‌که مشغول به خواندن دعاهای عرفه شود دو رکعت نماز بجا آورد در زیر آسمان و اعتراف و اقرار کند نزد حق تعالی به گناهان خود تا فایز شود به ثواب عرفات و گناهانش آمرزیده شود پس مشغول شود به اعمال و ادعیه عرفه که از حُجَج طاهره ـ صلوات اللّه علیهم ـ روایت شده و آنها زیاده از آن است که در این مختصر ذکر شود.

 

شیخ کفعمی در مصباح فرموده: «مستحب است روزه روز عرفه برای کسی که ضعف پیدا نکند از دعا خواندن و مستحب است غسل پیش از زوال و زیارت امام حسین ـ علیه‌السلام ـ در روز و شب عرفه و چون وقت زوال شد، زیر آسمان رود و نماز ظهر و عصر را با رکوع و سجود نیکو به جای آورد و چون فارغ شود دو رکعت نماز کند در رکعت اوّل بعد از حمد توحید و در دوم پس از حمد قُل یا اَیهَا الْکافِروُنَ بخواند. پس از آن چهار رکعت نماز گزارد در هر رکعت پس از حمد توحید پنجاه مرتبه بخواند.»

 

این نماز همان نماز حضرت امیرالمؤمنین ـ علیه‌السلام ـ است.


                              التماس دعا


منبع: مفاتیح الجنان

 


کارت پستال عرفات, کارت پستال روز عرفه




تاریخ : شنبه 20 شهریور 1395 | 19:45 | نویسنده: سبزاکلیلی | نظرات (0)



تاریخ : جمعه 12 شهریور 1395 | 01:47 | نویسنده: سبزاکلیلی | نظرات (0)




امام علی علیه السلام فرموده اند:


هر کس دلی را شاد کند خداوند از آن شادی لطفی برای او قرار دهد


که به هنگام مصیبت


چون آب زلالی بر او باریدن گرفته و تلخی مصیبت را بزداید.






تاریخ : شنبه 6 شهریور 1395 | 20:14 | نویسنده: سبزاکلیلی | نظرات (0)



تاریخ : شنبه 23 مرداد 1395 | 17:13 | نویسنده: سبزاکلیلی | نظرات (3)



تاریخ : پنج‌شنبه 14 مرداد 1395 | 20:40 | نویسنده: سبزاکلیلی | نظرات (0)


«سلام علی ابراهیم»


«سلام علی ال یاسین»


«سلام قولا من رب رحیم»


«سلام علی موسی و هارون»


«سلام علی نوح فی العالمین»


«سلام هی حتی مطلع الفجر»


«سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار»







تاریخ : یکشنبه 10 مرداد 1395 | 15:33 | نویسنده: سبزاکلیلی | نظرات (0)



تاریخ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 | 09:00 | نویسنده: سبزاکلیلی | نظرات (4)




تاریخ : چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 | 16:13 | نویسنده: سبزاکلیلی | نظرات (3)



*ایشالله: یعنی خدا را به خاک سپردیم.(نعوذبالله،استغفرالله)

 

*انشالله: یعنی ما خدا را ایجادکردیم.(نعوذبالله،استغفرالله)

 

*ان شاءالله: یعنی اینکه خداوند مقدر فرمود (به خواست خدا)

 

  انتشار دهیم تا اشتباه نکنیم.





تاریخ : یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 | 13:07 | نویسنده: سبزاکلیلی | نظرات (1)










تاریخ : چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 | 16:24 | نویسنده: سبزاکلیلی | نظرات (0)
1 2 3 4 >>
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.